الشيخ محمد الصادقي الطهراني

335

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مسأله‌ى 723 - عده‌ى زن منقطع و هم‌چنين امّه كه كنيز زرخريد است همانند زن دايم سه حيض و سه طهر است زيرا « المطلقات » تمامى زنان جدا شده‌ى از شوهرانشان را دربر دارد ، و مطلقات كه به‌معنى جدا شدن است سه صورت دارد 1 - طلاق رسمى كه در ازدواج دايم است و ديگر طلاق به معناى اصل جدايى كه در بخشش مدت عقد منقطع يا سر آمدن وقت آن مىباشد و كنيز هم در جدايى و طلاقش همانند زن آزاد است كه چه متعه شود و چه عقد دايم به‌هر حال عده‌اش سه حيض و سه طهر است بنابراين در سه حيض و سه طهر فرقى ميان دايم و منقطع و كنيز نيست ، زيرا اصولًا عدّه در طلاق براى احتمال حمل مىباشد و در احتمال حمل نيز هيچ‌گونه فرقى ميان زنان چه دايم و چه منقطع و چه كنيز نمىباشد . و از نظر طبى هم احتمال باردارى در ميانه‌ى همين سه حيض است . و چون عده‌ى جدايى در غير فوت كلًا از نظر احتمال حمل است و نه احترام زوجيت اين همسانى در عده‌ى زنان تقويت مىشود . و عده‌ى زن دايم - در غير موارد استثنا كه عده ندارد - سه حيض و سه طهر است ، كه پس از پاك شدن از حيض سوم از عده خارج مىشود در صورتى كه پس از طلاق مقدارى پاك بوده و سپس حيض شده كه گفته شود يك طهارت گذشته يك طهر به‌حساب مىآيد زيرا برحسب آيه « وَ الْمُطَلَّقاتُ يِتَرَبَّصْنَ بِأنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 228 ) زمان اين عده را سه پاكى و سه حيض خوانده كه مقصود از قرء هر دوى پاكى و حيض است ، زيرا اگر مقصود يكى از آن‌ها بود نام ويژه‌اش را بايستى به‌ميان مىآورد كه « ثَلاثَةَ أطهارٍ » يا « ثَلاثَةَ حِيَضْ » باشد . و روى اين اصل « ثَلاثَةَ قروءٍ » بمعنى سه پاكى و سه حيض است كه بايستى اضافه بر سه حيض صدق سه پاكى هم بكند ، و كافى است در ميانه پاكىهاى پيش از حيض طلاق داده شود ، و اگر طهارت باقى مانده‌ى زمان طلاق به‌اندازه‌اى كم باشد كه نگويند يك طهارت گذشته شايسته است تتمه‌اى هم پس از حيض سوم از طهارتش هر اندازه هم كم باشد اضافه نمايد تا حساب سه طهر و سه حيض كامل گردد گرچه اين طهارت نخستين كم هم به‌حساب يك طهارت مىآيد ولى احتياط خالى از لطف نيست .